
۱.فیلم 5x2 به 5 مرحله مهم از زندگی یک زوج می پردازد و در هر کدام با ذکر جزئیات بسیار کوچکی تاثیر گذاری وقایع را در زندگی آنها به نمایش می گذارد.در این فیلم ابتدا با طلاق وقایع آغاز می شود.سپس به صورت نامنظم ما روابط این زوج در زندگی و هنگام یک مهمانی و حضور برادر همجنس باز شوهر ، زمان تولد فرزندشان در کنار پدر و مادر دختر که نشان از روابط نه چندان پر مهر زوج پیر دارد، زمان ازدواج و نحوه آشنایی آنها را مشاهده می کنیم.هر کدام از این 5 بخش ما را باشخصیت های فیلم بیشتر آشنا می کند.این فیلم روایت خود را از تلخی و سردی به نور و امید می برد.دقت شود در زمان طلاق و در بخش اول فضای تیره و سردی بر فیلم و زوج حکم فرماست ولی در پایان در زمان آشنایی این زوج با یکدیگر در یک محیط رویائی گرم در کنار دو عنصر مهم حیات، آب و نور خورشید، گرمایی خاص را حس می کنیم.با توجه به دانستن فرجام کار نوع رابطه ها و نتایج برخوردها را به راحتی پیش بینی می کنیم.در فیلم نشان می دهد که رویدادهای مختلف و حتی گاه جزئیات کوچک در زندگی مشترک تا چه حد می تواند تاثیر گذار باشد.فرانسوا اوزون کارگردان جوان ولی صاحب سبک و مشهور فرانسوی در 5x2 موقعیتهای متفاوتی را برای فکر کردن به مخاطب نمایش می دهد.در فیلم شخصیت مثبت و منفی نداریم.قضاوتی هم نمی کنیم.در بخش های مختلف فیلم شخصیت های فیلم عوض نمی شوند بلکه رفتار آنها تغییر می یابد. به مرور معنای رفتار این شخصیت ها را متوجه می شویم. فیلم 5x2 دارای یک فیلمنامه خوب و ساختار یافته است.شاید هیچ بخش فیلم عالی و شاهکار نباشد ولی تمام بخش های آن قابل دفاع و خوب است.فیلم های اوزون را از دست ندهید.

.فیلم ده پا (ماهی مرکب) و نهنگ The Squid and the Whale بر اساس داستان واقعی بخشی از دوران کودکی نوآ باومباخ (نمیدونم چطور این کارگردان یک نیویورکی اصیل است!) فیلمساز جوان و آینده دار است.برنارد یک نویسنده مشهور و استاد داستان نویسی ایست که در این بازه زمانی اوضاع خوبی ندارد و کتاب هایش مورد تایید انتشارات مختلف قرار نمی گیرد.از سوی ژان همسرش نویسنده ایی تازه است که تحت تاثیر برنارد فرهیخته یک نویسنده شده و اکنون مجلات مختلف برای چاپ داستان هایش سرو دست می شکنند.برنارد و ژان دو پسر به نام های والت و ایوان دارند.ایوان در نزدیکی سن بلوغ است و والت دوران نوجوانی را در حال به اتمام رساندن است.برنارد و ژان احساس می کنند دیگر نمی توانند با هم زندگی کنند و خیانت های ژان نیز مزید علت می شود تا این زوج از یکدیگر جداشده و داستان جدیدی در زندگی فرزندان خود رقم زنند.هر کدام 3 روز در هفته فرزندان خود را می بینند و روز هفتم نیز یک در میان این دو برادر به دیدن پدر و یا مادر خود می روند...
فیلم ده پا و نهنگ برای من یک اثر غافلگیر کننده بود.غافلگیر کننده از نوع غافلگیری لیتل میس سانشاین!اثری به شدت ساده در ظاهر ولی با مفاهیمی بسیار مهم انسانی، ارتباطی و عاطفی که با هنر فراوانی به مخاطب القا می شود.در فیلم 4 شخصیت اصلی و چند شخصیت مکمل داریم.بستگی به تفکر و تمایل شما روی هر کدام از شخصیت ها زوم کنید و همراه شوید بیشترین ارتباط را با آن شخصیت برقرار می کنید .ولی نمی توان انکار کرد به نوعی تمام شخصیت های فیلم دوست داشتنی بوده و مخاطب می تواند با آنها ارتباط برقرار کند.در طول فیلم نقش پررنگ تر برنارد را مشاهده کرده و او نسبت به ژان
اهمیت بیشتری به فرزندان خود می دهد و ژان سرگرم کارهای ادبی خود و نامزد جدیدی است که بدست آورده است. در بخش بسیار زیبایی و زمانی که والت با روانشناس مدرسه صحبت می کند(نقش روانشناس را کن لونگ بازیگر مشهور نقش مایلز در سریال گمشده بازی می کند که جالب بود) خاطره ایی از کودکی خود درکنار مادرش تعریف می کند و در پایان روانشناس از او می پرسد که چرا در خاطراتت نامی از پدرت نبردی؟ والت دست پاچه می شود و جوابی ندارد و در اینجاست که مخاطب درک می کند در سال های قبل زندگی والت بگونه ایی دیگر بوده. پدر که در آن زمان نویسنده ایی مشهور بوده درگیر کارهای شخصی خود بوده و ژان اهمیت بیشتری به فرزندان می داده است.فیلم سرشار از نکات ریز و درشت و جذاب است که با دیدن آن می توانید به راحتی ارتباط برقرا کنید.حضور جف دانیلز (بازیگر نقش هری در Dumb & Dumber ) و لورا لینی در نقش ژان حضور گرمی بود.در کل این فیلم 88 دقیقه ایی فیلمی قابل اعتناست.

1.این پست را خوانده اید؟بخوانید جالب است.
2.در مباحث این وبلاگ شرکت کرده اید؟برای من که مباحث جذابی است.
3.این روزها بیشتر وقت آزادم را به دیدن سریال Prison Break اختصاص داده ام.بعد از دیدن Lost تمایل به دیدن سریال های آمریکایی پیدا کردم.برای من سوالی پیش می آید با وجود سریال هایی مانند Lost و Prison Break و چندین سریال دیگر فیلم های فراوان سینمایی، کتاب هایی که گاه به فروش 10 میلیون نسخه ایی می رسند(در آمریکا رسم امانت کتاب از کتابخانه بسیار متداول است) ورزش، بازی های کامپیوتری و تعداد زیاد سرگرمی دیگر ، مردم امریکا کی وقت می کنند به حرفهای بوش در تلویزیون گوش داده و یا اخبار عراق و افغانستان و ایران را دنبال کنند؟
4.آخرین ساخته نابغه سینمای هالیوود کریستوفر نولان شوالیه شب (The Dark Night) رکوردهای عجیبی از خود به جای گذاشت در ابتدا با فروش بیش از 158 میلیونی خود رکورد فروش شب اول و آخر هفته سینمای آمریکا را شکست و در ادامه در سایت IMDB با کسب امتیاز 9.6 از 10 به رتبه 1 بهترین فیلم از نگاه مردم صعود کرده و همه را غافلگیر کرده است.در انتظار دیدن دست پخت جدید پسر نابغه از داستان های بت من هستم.
5.یکی از دوستان گفته بودند چرا برای اولریش موهه بعد از فوتش پست اختصاص دادم ولی برای شکیبایی اختصاص ندادم؟!باید عرض کنم دلیل خاصی نداشت ولی برای مرحوم خسرو شکیبایی تمام وب سایت و وبلاگ ها به اندازه ایی پست اختصاص داده بودند که وقتی در این چند روزه به خبر خوانم مراجعه می کردم به نام ایشان حساسیت پیدا کرده بودم.روحش شاد!
فیلم مصاحبه ساخته استیو بوسهمی باز سازی فیلم مصاحبه ساخته تئو فن گوگ(2004) است.در مصاحبه یک خبرنگار سیاسی که سر دبیر به او هشدار نهایی را داده است به سراغ یکی از هنرپیشه های محبوب تلویزیونی برای مصاحبه می رود و در زمان مصاحبه هر دو سعی در نشان دادن هویت و شخصیت واقعی خود دارند...

مصاحبه یک اثر جذاب و گیرا از ارتباط یک خبرنگار و یک هنرپیشه محبوب تلویزیونی است.در این ارتباط کشمکش های انسانی فراوانی ایجاد شده و مخاطب در هر پلان چهره جدیدی از شخصیت های اصلی داستان را می شناسد.این فیلم که در یک شبانه روز می گذارد یک ارتباط تنیسی (این رو از خودم در آوردم!) بین دو طرف ایجاد می شود.در هر لحظه یکی از شخصیت ها توپ را به سمت طرف دیگر پرتاب می کند و منتظر پاسخ طرف مقابل می ماند.طرف مقابل یا توپ را محکم تر پاسخ می دهد و یا به خارج می زند.در این ارتباط انسانی با شخصیت ها احساس همدردی، ترحم و شادی می کنیم.در طول فیلم و بازی این دو طرف در حال رو دست خوردن هستیم و معمولن پیش بینی های ما درست از آب در نمی آید.فیلم تا لحظه آخر با مخاطب بازی می کند و در اصل مخاطب را به بازی می گیرد و شاید لحظه آخر بازی برنده خود را مشخص می کند.
فیلم مصاحبه دارای یک فیلمنامه خوب و مستحکم است.شخصیت ها بسیار خوب پرداخت شده اند و هر دو شخصیت اصلی به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار می کنند و به راحتی هدف و عقاید خود را به مخاطب تحمیل می کنند.بازی سیه نا میلر که در کنار لیدزی لوهان از محبوبترین هنرپیشه های نسل جدید هست در فیلم چشمگیر است.از سویی با معصومیت او احساس همدردی می کنیم و از سویی از شیطنت های او لذت می بریم.استیو بوسهمی، بازیگر – کارگردان فیلم، هم بازی خوبی ارایه می دهد و هم کارگردانی روانی.در کل فیلم مصاحبه اثری دیدنی است و در مدت زمان 84 دقیقه با فیلم به راحتی ارتباط برقرار می کنید.

من احساسی به شما ندارم چون می دانم شما ایمان ندارید." سپس او در ادامه می گوید اگر بار دیگر هم این فرصت برای او پیش آید عمل خود را تکرار می کند.محمد در دادگاه بارها اعلام می کند از کار خود احساس ندامت و پشیمانی نمی کند.دادگاه محمد را به حبس ابد محکوم کرد.(سنگین ترین مجازات هلند که بسیار کم رخ می دهد.)

آمستردام که مشهور به شهری بود که عقاید مختلف به راحتی در کنار یکدیگر زندگی می کنند با ترور فن گوگ دچار چالشی عجیب شد.از سویی گروه های آزادی طلب این ترور را تقبیح می کردند و از سویی دیگر گروه های دیگر به احترام به عقاید و تفکرات دینی اعتقاد داشتند و تقاضا داشتند مذاهب و عقاید را در برابر یکدیگر قرار ندهند. این ترور در ادامه رخدادهای سال 2001 به بعد بود که مسلمانان را در برابر غربی ها قرار می داد و خاطره جنگ های صلیبی را زنده می کرد.البته امروزه به نظر می رسد این حساسیت ها به کمترین حد خود رسیده است.ولی به هر حال دنیا با این مسئله کنار آمد که نمی تواند به نام دموکراسی و آزادی بیان به تقبیح و تمسخر عقاید مذهبی گروهی از مردم بپردازد.(در کانال های فرانسوی زبان یک تبلیغ هوشمندانه ای است که در آن یک مرد در وسط اتوبان جلوی چندین کامیون را گرفته است و اجازه حرکت به آنها نمی دهد و کامیون ها به شدت بوق می زنند .روی صفحه تلویزیون سوالی ظاهر می شود مبنی بر اینکه این عمل دموکراسی است یا دیکتاتوری؟)جریانات قتل فن گوگ در کشور ما هم انعکاس داشت.
در نسخه اصلی فیلم مصاحبه نقش کاتیا -بازیگر زن را- کاتیا شورمان بازی کرد که در فیلم مصاحبه سال 2007 در پایان فیلم لحظه ایی در نقش یک هنرپیشه مشهور از ماشین لیموزین خود خارج می شود و ظاهر می شود.فیلم مصاحبه برای استیو بوسهمی جوایز فراوانی به ارمغان آورد.
فیلم مصاحبه هیچ ارتباطی به تفکرات فن گوگ ندارد.
چند توضیح:
1.تلفظ صحیح فن گوگ در زبان هلندی فن خُخ است.
2.منابع اطلاعاتی قتل فن گوگ بسیار پراکنده بودند لذا منبع ذکر نکردم ولی بیشتر از مطبوعات آلمانی بودند.
3.متاسفانه دیر به دیر آپ می کنم .ولی با اماده کردن مطالب زیادی امیدورام از این پس زود به زود آپ کنم.
4.نمایش ماچیسمو را به توصیه چند وبلاگ نویس دیدم.به لحاظ قصه و تبدیل یک اثر ادبی به نمایشی تجربه ارزشمندی بود ولی متاسفانه اجرای آن در حد صفر بود و ابتکارات کارگردان صرفن ارزش کار را تقلیل داده بود.نبود یک خط درام خوب که مخاطب را درگیر کند اثر را خسته کننده هم کرده بود.در کل ماچیسمو را اثری صاحب تفکر دیدم که گروهی بسیار آماتور اجرایی ضعیف را پدید آورده بودند.این نمایش اقتباسی از کنسول افتخاری گراهام گرین بود.
5.کتاب تونل ارنستو ساباتو رو اگر نخوندید حتمن بخوانید.سعی می کنم یک مطلب به آن اختصاص دهم.
۱.امروز در خبر های تیتری بود مبنی بر "برگزیدگان 30 سال سینمای انقلاب" که بعد از خواندن آن تصمیم به تهیه مطلبی در نقد انتخاب ها گرفتم.
در خبر آمده بود در بخش بازیگری عزت ا... انتظامی، پرویز پرستویی، خسرو شکیبایی، رضا کیانیان و فاطمه معتمد آریا به عنوان بهترین های پس از انقلاب انتخاب شده اند.هرچند اسامی بسیاری در ذهنم آمد که از قلم افتاده است و جای آن ها در این انتخاب ها خالی است ولی از عدم انتخاب سوسن تسلیمی (حال چه دلیل سیاسی داشت چه دلیل غیر سیاسی!) شوکه شدم.براستی کدام یک از بازیگران زن سینمای ایران در 30 سال اخیر توانسته اند نیمی از توانائی های تسلیمی را بر پرده سینما به نمایش گذارند؟
در بخش فیلمنامه بهرام بیضایی ، هنرمند فقید علی حاتمی و فرهاد توحیدی به عنوان بهترین های سینمای پس از انقلاب ایران انتخاب شده بودند.البته اینجا هم نام هایی بود که از قلم افتاده بود ولی انتقاد من انتخاب فرهاد توحیدی در کنار حاتمی و بهرام بیضایی است.هرچند به شخصه با تمام احترامی که برای مرحوم علی حاتمی قائل هستم او را یک فیلمنامه نویس خوب نمیدانم.باید بدانیم در یک اثر سینمایی دیالوگ نویسی یکی از ارکان فیلمنامه است و تمام فیلمنامه نیست.حاتمی یک دیالگ نویس عالی بود ولی فیلمنامه نویس ....

در بخش کارگردانی درگونه انقلاب و دفاع مقدس ابراهیم حاتمی کیا ؛ سینمای دینی و معناگرا مجیدی و رضا میرکریمی ؛ سینمای کمدی کمال تبریزی ؛ سینمای ملو درام رسول صدر عاملی ؛ سینمای کودک کیومرث پور احمد و سینمای اجتماعی مسعود کیمیایی معرفی شدند.در این بخش بیشترین انتقاد ها را داشتم.به جرات می توانم بگویم کج سلیقه ترین انتخاب را داشته اند.در بخش سینمای جنگ حرف خاصی ندارم و به هرحال شکی نیست حاتمی کیا در تاثیر گذاری آنی بر مخاطب بسیار توانمند است هر چند در گذر زمان به فیلم هایش که فکر می کنم غالب آثار او را صرفن تعدادی شعار خسته کننده تاریخ مصرف دار می دانم.سینمای دینی و معناگرا (این معنا گرا رو نمی فهمم که چی هست!) نظری در موردش ندارم هرچند حضور مجیدی با 2 فیلم خوب ( پدر، بچه های آسمان) در فهرست بهترین ها برایم جای تعجب دارد(البته مجیدی بدون فیلم خوب هم در جمع بهترین ها می آمد!).سینمای ملودرام رسول صدر عاملی یکی از عجیب ترین انتخاب ها بود.!شاید فیلم گلهای داوودی و بازی با احساس انتخاب کنندگان در اوایل دهه 60 دلیل این انتخاب باشد.حتمن انتخاب کنندگان در زمان گلهای داوودی اشک های فراوانی ریخته اند و آن را فراموش نمی کنند .سینمای کودک پور احمد انتخاب خنثی ایست.در این بخش سلیقه ایست.به شخصه فیلم های قدیمی فروزش، پناهی (بادکنک سفید از محبوب های من است) برومند و حتی طهماسب و جبلی را اگر بالاتر از کارهای پور احمد ندانم هم ردیف آنها می دانم.و شاید بدترین انتخاب، انتخاب کیمیایی در بخش سینمای اجتماعی بود.کیمیایی، اصلن بیخیال کیمیایی...
در انتخاب کارگردان ها دو نکته عجیب بود.یکی نبود نام هایی مانند عباس کیارستمی، بهرام بیضایی داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و رخشان بنی اعتماد (مخملباف هم که معلومه نباید باشد) و دیگری انتخاب کارگردان بر اساس ژانر آن هم به غلط.کاملن معلوم است چند بخش تقسیم کرده اند تا به آنهائیکه دوست دارند جایزه بدهند.ملودرام خالی، ابتکار عجیب انتخاب کنندگان بوده است.
در ادامه مطلب که داشتم سایر منتخبین را می خواندم به یکباره بخشی از خبر را دیدم که به مانند آب سردی بود که روی سرم ریخته شده بود " هیئت داوران جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی در بخش فیلم ؛ فیلم های آژانس شیشه ای به تهیه کنندگی مهدی کریمی ؛ بچه های آسمان از مجید مجیدی ؛ مادر به تهیه کنندگی مرتضی شایسته ؛ ناخدا خورشید و هامون به تهیه کنندگی هارون یشایی را به عنوان آثار برتر 30 سال سینمای انقلاب برگزیدند "به محض اینکه دیدم افرادی که بهترین هارا انتخاب کرده چه گروهی بودند کلی حسرت وقتی را که برای تایپ این مطلب گذاشته بودم خوردم و از همه مهمتر که چقدر ناراحت این بودم که چرا حرص خوردم.آخه انتخاب منتقدین ایران اصلن نیاز به بحث داره و اصلن ارزش بحث کردن و فکر کردن داره؟

۲. هفته گذشته با دوستان به دیدن نمایش ماکاندو به کارگردانی آزاده انصاری و نوشته آرش پارساخو با اقتباس از یکی از داستان های کوتاه گابریل گارسیا مارکز به نام "مردی بسیار پیر با بال های بسیار بزرگ" (این داستان کوتاه رو در مجموعه داستان توفان برگ ترجمه هرمز عبدالهی نشر چشمه خوانده بودم.ولی فکر کنم احمد گلشیری نیز در یکی از مجموعه هایش این داستان را ترجمه کرده است) رفتم.
ماکاندو اثری خوب، تاثیر گذار و کاملن وفادار به سبک آثار ماکز بود.مرز خیال و واقعیت و اجازه ندادن به مخاطب به عبور از هر کدام آنها از ویژگی های این نمایش بود.ابتکار انصاری در ترکیب اجرا با عروسک در بسیاری از بخش ها، صحنه های زیبا و دلنشین و تاثیر گذاری را پدید آورده بود.به خصوص پایان زیبای آن و هم زمانی حرکات فرشته پیرمرد بازیگر و حرکات فرشته عروسک که با نورپردازی خوب همراه شده بود کاملن مخاطب را تحت تاثیر قرار می داد. در کل نمایش خوبی بود و بعد از مدت ها کاملن راضی از سالن بیرون آمدم.(صحبت از این نمایش خود یک پست مجزا می خواهد که اگر فرصتی بود در آینده)
این روزها جام ملت های اروپا کل وقت آزادم رو گرفته و خیلی وقت نمی کنم پست جدید بگذارم.از سویی در طی تعطیلات هفته گذشته فیلم های زیادی دیدم و برخی از آنها را بسیار پسندیدم و در حال آماده سازی مطلب بسیار کوتاه برای آنها هستم.ولی در این پست نکته جالبی که در خبرگزاری ایرنا دیدم و به نظرم جالب آمد را خواستم در سایت بگذارم :
به این خبر دقت فرمایید:
تيم ملي فوتبال هلند در نخستين ديدار خود در چارچوب مسابقات فوتبال جام ملتهاي اروپا مقابل ايتاليابه برتري دست يافت.
به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه از وين ، در اين ديدار كه دوشنبه شب در ورزشگاه شهر وين برگزار شد تيم هلند با نتيجه ۳بر صفر بر تيم ايتاليا چيره شد.
وان نيستلروي در دقيقه ، ۲۶اشنايدر ۳۱و وان برونخورست ۷۹براي تيم هلند گل زدند.
در ديگر ديدار گروه سوم اين مسابقات دو تيم فرانسه و روماني به مصاف هم رفتند كه اين ديدار بدون ا نكه گلي در پي داشته باشد به تساوي رسيد.
کمتر ایرانی شاتید بازی دیشب رو ندیده باشد.بخصوص تیم ایتالیا که خیلی از خاتنم ها هم طرفدار این تیم هستند.حال نکته اینجاست که:
چنین خبر واضحی که همه مسابقه را دیده اند و از نتیجه آن باخبرند لازم از است از خبرگزاری فرانسه گرفته شود!!!خود ایرنا نمی توانست این خبر را بعنوان یک منبع خبری اعلام کند؟
همین نکته کوچک مدت هاست ذهن من را در مورد خبرگزاری های داخلی درگیر کرده است که متاسفانه هیچ خبرگزاری داخلی انگیزه ایی به تولید خبر ندارد و صرفن مصرف کننده اند.
ولی فعلن جام ملت های اروپا و آلمان...
دو رویکرد اساسی همیشه هنر با آن درگیر بوده است که این رویکردها در سینما کارکرد جدی تری پیدا کرده است.
رویکرد اول پاسخ صریح به این سوال است که یک هنرمند(در اینجا فیلم ساز) وظیفه اش جلب نظر مخاطب است، یا ساخت یک اثر هنری فارغ از دخالت دادن جذابیت های ظاهری برای جلب مخاطب؟و اصولن هنر و به طور خاص سینما یک صنعت است یا یک هنر؟...
ادامه مطلب
توضیح:این متن برای نسخه آلمانی فیلم چند ماه پیش نوشته بودم ولی حال با توجه به اکران نسخه آمریکایی بر اساس نسخه آمریکایی آن ویرایش شده است.هر چند نگاه اصلی متن به نسخه اصلی و آلمانی اثر است.
گئورگ(جرج) و آن به همراه فرزندشان، برای گذراندن تعطیلات به خانه تابستانی خود می روند. آنجا پل و پیتر به بهانه درخواست تخم مرغ وارد خانه آنها می شوند و آنها را گرفتار بازی خود می کنند...

ادامه مطلب
کوتاه در مورد ویژه نامه مرگ خردنامه، بحث کپی رایت در کتاب، سخنان علی آبادی در مورد نام پرسپولیس و انتقاد کوتاه به نوسندگان و منتقدان ...
ادامه مطلب
سفر نا گذشتنی را تا رسیدن به دو منظره ادامه می دهیم.دومنظره را نماد شهر می دانند.درست بموقع رسیدیم.شب است، پیش خود فکر می کنم همیشه شب های تهران به آدم حس غریبی می دهد.یک حس غریب آشنا. وارد شهر می شویم، تالارها را می گذرانیم، چهار راه را رد می کنیم به خانه ایی می رسیم. روی آن با خطی زیبا به زیبایی خطوطی که در ذهن ما نقش بسته، نوشته: خانه ی ادریسی ها.در این خانه ذهن خود را به غزاله می سپاریم تا با غزاله تا نا کجا برویم.سفری دیگر ...
ادامه مطلب
چند روز پیش با ... که از دوستان خوب و قدیمی من هستند به بهانه نمایشگاه ... اصلن بریم سر اصل مطلب ...
ادامه مطلب
