سکوت لورنا: *****

لورنا دختر آلبانیایی تبار به بلژیک مهاجرت کرده و به همراه نامزدش تصمیم دارد به رویایش تحقق بخشیده و یک اسنک بار در بلژیک راه بیندازد. لورنا برای گرفتن اقامت بلژیک از طریق یک واسطه با یک بلژیکی معتاد به نام کلودی ازدواج میکند. کلودی به طرز مشکوکی میمیرد و واسطه, لورنا را مجبور میکند با یک روس که از مافیای روسیه است ازدواج کند ولی لورنا ...
سکوت لورنا آخرین ساخته برادران داردن فیلمسازان پیشرو و صاحب سبک بلژیکی است. سکوت لورنا به مانند چند فیلم اخیر داردنها به عناصری مانند مهاجرت, طبقه متوسط و سطح پائین بلژیک وتنهائی میپردازد. لورنا جوانیست در حاشیه جامعه معاصر بلژیک که در دنیای کوچک خود مقصدی معلوم دارد. ولی جامعه، سعی در تغییر سرنوشت، استثمار و خارج کردن لورنا از دنیای خود دارد.
داردن ها در سکوت لورنا نیز سعی نمیکنند انسان معمولی مانند لوررنا را با شخصیت پردازیهای داستانی و اغراق آمیز به شخصیتی داستانی تبدیل کنند. بلکه لورنا همان شخصیت معمولی اجتماعی تنهائی است که با پرداخت عریان برادران داردن بدون کوچکترین سعی در ایجاد جذابیت در قصه در ذهن شما شکل میگیرد. انسانی معمولی که شاید در سایر فیلم ها کمترین توجهی به آن نکنیم ولی در فیلم داردن ها به کانون توجهات ما تبدیل میشود.
داردن ها به طرز جالبی از ایجاد کششهای داستانی کلاسیک در آثارشان اجتناب کرده و سعی میکنند تا فضای سرد و بی روحی را در روابط ایجاد کنند و این جای تعجب است این اجتنابها کوچکترین خدشه ای بر جذابیت آثار داردنها وارد نکرده و فیلمهایشان به طور کامل مخاطب را درگیر کرده و به فکر وا میدارد.
در آثار داردنها پول و بی پولی به عنوان عناصر اصلی قصه به کار برده میشوند. در سکوت لورنا این قضیه بسیار روشنتر دیده میشود. فیلم با پول و سپرده گذاری لورنا در یک حساب آغاز میشود. علاقه و اعتماد کلودی به لورنا با به امانت گذاری پولش پیش لورنا نمایش داده شده و نزدیک شدن لورنا و کلودی به یکدیگر را میتوان در زمان پرداخت پول برای کلید مشاهده کرد. رابطه کلودی با خانوادهاش نیز توسط پس دادن پول لورنا دیده شده و شاید مهمترین کارکرد پول در فیلم نیز در اواخر پایانی و زمانی باشد که در تاکسی نامزد لورنا و فابیو در حال تقسیم پول هستند.
فیلمنامه بسیار درخشان, بازی عالی خانم آرتا دوبروشی, فیلمبردای بسیار خوب در کنار هنر برادران داردن سکوت لورنا را به فیلمیبسیار درخشان تبدیل کرده است.
لورنا در قیاس با سایر آثار داردن مقداری استاتیک است و بر خلاف آثار گذشته این فیلمسازان در پایانش موسیقی متن دارد. ( که همین تکنوازی پیانو چقدر پایان فیلم را جذاب تر و تاثیر گذار تر کرده است.) ولی این تفاوت ها موجب نمی شود با سبک جدیدی از فیلمسازی روبرو باشیم. زیرااگر سایر آثار این فیلمسازان را دیده باشید با دیدن یک نما متوجه حضور داردن ها در فیلم می شوید.
سکوت لورنا را بسیار دوست داشتم و در میان آثار برادران داردن گامیبه جلو میدانم. در این میان بخش پایانی و نهائی فیلم و حضور لورنا در کلبه جنگلی را یکی از بهترین سکانس های برادران داردن در ساختار و تاثیر و گذاری روی مخاطب میدانم.
سکوت لورنا از بهترین های دهه است.
با یکی از دوستان در مورد شخصیتهای محبوب سریالها صحبت میکردیم و از آنها نام میبردیم که به یکباره این دوست نکته سنج به نکته جالبی اشاره کرد . با نام بردن از شخصیتهای محبوب من در سریالها او اعتقاد داشت قهرمانان من غیر عادی هستند. او بعد از شنیدن قهرمانان گفت...
اول شخصیت های محبوب رو بگم:
سریال لاست: در لاست محبوبترین شخصیت من بن است. در کنار بن، کلیر و تا حدودی ساویر (جیمز) قهرمانان من در این سریال هستند. لاست بدون بن برای من معنایی ندارد.
سریال فرار از زندان : در فصل اول و دوم بلیک، کلیرمن و سارا تانکاردی قهرمانان من بودند. در ادامه نسبت به سارا بی تفاوت شده و به طرفدار فرناندو سوکره تبدیل شدم.
سریال هفت وجب زیر خاک (Six feet under): نیت و روث قهرمانان من در این سریال هستند. به خصوص روث که خیلی راحت با شخصیتش ارتباط برقرار میکنم.
سریال قهرمانان: در قهرمانان تعداد قهرمانهای من کمی بیشتر است. سایلر (Sylar) محبوبترین شخصیت من در این سریال است. در کنار این شخصیت هیرو ناکامورا دوست داشتنی و کلیر بنت هم از چهرههای محبوب من هستند. البته نواه بنت نیز از جمله شخصیتهای نسبتن محبوبم در این مجموعه است.
در 24: در فصل 1 و 2 این سریال نینا مایرز و جرج میسون رو دوست داشتم. جرج میسون از جمله کارکترهائی است که در هر مجموعه ای باشند من طرفدارشان می شوم. در ادامه این سریال شخصیت محبوبی نیافتم!
گریز آناتومی: این سریال از معدود مجموعههائیست همه شخصیتها را دوست دارم. ولی ایزی و کریستینا برایم معمولن جذابترند.
کمی که به عقبتر برگشتم هم دیدم در دوران نوجوانی محبوبترین چهره تلویزیونی من جاناتان گرت در مجموعه تلویزیونی در برابر باد (Against the Wind) بود.
بعد از صحبت در مورد این شخصیتها، دوست عزیز و روانشناسم فرمودند: "در طول زمان دچار تغییر شخصیت شده و گرایش به سمت شخصیتهای گوشهگیر یا منفی پیدا کردهای. فاصله جاناتان گرت با طرفداری از سایلر، کلیرمن، بلیک و ... نشان از این تغییر دارد. این نگاه نشان میدهد حتمن نیاز به چند جلسه مشاوره، با یک روانشناس داری!!!"
نتیجهگیری این دوست من را به یاد نتایج تستهای فیسبوک انداخت!
بعد از تحریر: به نظر می رسه بعد از یک زندگی خوب با ویراستار عزیز، باید به دنبال جدایی مسالمتآمیز و یافتن ویراستار جدید باشم!!
The Class (Enter les murs) ****

کلاس نگاهی واقعگرایانه به روند تحصیل، اختلاف فرهنگی ، نارضایتی و سرکشی نوجوانان و اختلاف شدید فرهنگی بین جامعه چند ملیتی حومه پاریس که مرکز بحرانهای یک دهه اخیر بوده است، دارد. کلاس نگاهی نیمه مستند به یک کلاس درس یک ساله بر اساس تجربیات واقعی فرانسوا بگودو در طول یک سال تحصیلی دارد. در این کلاس درس شاهد نمونههای رایج و کلیشهای آثار سینمائی پیشین مبنی به خوب مطلق بودن معلم و روحیه فداکاری و از خودگذشتگی وی برای نجاب کلاس و بشریت نیستیم. بلکه در ایکه در این فیلم با کلاسی واقعی، معلمی واقعی، دانشآموزان واقعی و فضای واقعی طرف هستیم. در کلاسی که معلم عصبانی میشود به دانشآموزانش توهین میکند، دانشآموزان هم شخصیتی واقعی را بازی میکنند. مخاطب در فیلم با درام و قصهای جذاب طرف نیست, بلکه کنشها و رفتار واقعی تعدادی دانشآموز و معلم آینه ای از جامعه و نسل جدید را به نمایش می گذارد. نسلی سرکش با ذهنیتی انقلابی که فقط می دانند نمی خواهند و نمی دانند چه می خواهند!
کلاس هشداری به جوامع مدرن مبنی بر نارضایتی نسل جدید از شرایط موجود است. نامیدی و نگرانی در میان معلمان و دانشآموزان کلاس موج میزند. و شاید تنها نقطه امید فیلم وجود معلمی است که واقعبینانه میداند نسل بعد و نسلی که قرار است آینده را بسازد همین افرادند پس باید با آنها ارتباط برقرار کرده و همدیگر را درک کنند هرچند او هم از نقاط ضعف انسانی مبرا نبوده و گاه خود مرتکب اشتباهات فاحشی میشود.
لوران کانته با جسارتی مثال زدنی به پرده و صریح با دوربین خود به کلاس نمادین وارد شده و از نمایش مستندگونه هیچ کنشی نمیهراسد. او وظیفه خود را در روایت و نمایش به نحو احس انجام داده و همین صراحت موجب شده که ذهن مخاطب به طور کامل با فیلم درگیر شود. در فیلم کوچکترین نکات از نگاه فیلمساز پنهان نمانده و بی پروا به درون معظلات اجتماعی رفته است. در کلاس درس زوج کانته و بگودو مقداری شعار و حرفهای بزرگ فسلفی را در دهان دانشآموزان و معلم قرار نداده بلکه با هنرمندی و ظرافت خاصی سعی کرده تمام ذهنیات و پیامها بر اساس صحبتهای دانشآموزان بیان شود.
کلاس به لحاظ ساختار فیلم مدرنی است. سینمای نو فرانسه است. اکثریت فیلم در محیط بسته یک کلاس میگذارد، قصه نمیگوید، از صحنههای اکشن و جلوههای ویژه خبری نیست، بازیگران بازی نمیکنند بلکه دانشآموز و معلم هرکدام نقش واقعی خود را اجرا میکنند، شخصیت مثبت و منفی و سفید و سیاه نداریم ، دارای قصه کلاسیکی نیست، اکثریت فیلم صرف صحبت و دیالگهای شخصیتهای مختلف شده و بیشتر فیلم دیالگ است و جالب است با تمام این موارد مخاطبی که درگیر فیلم شود تا پایان آن احساس خستگی نمیکند و این جادوی لوران کانته و فرانسوا بگودو است. فیلم خود را مقید به هیچ سبک و ساختار کلاسیکی نکرده و سعی در نمایش آزادی دارد. بازی و حضور بازیگران در فیلم نیز دارای هیچ قید و بندی نبوده و کاملاً آزادانه است.

کلاس ما را دچار چالش عجیبی میکند. چالش و پرسشهای مهمی که باید برای آنها پاسخ یافت. مهمترین نکته فیلم این است که کلاس چه دوستش داشته باشیم چه خستهکننده باشد ما را به تفکر میاندازد. ویژگی که سینمای اصیل فرانسه همیشه در آن پیشرو بوده است.
در بخشی از فیلم یکی از شاگردان کلاس سرکش کلاس آینده خود را اینگونه ترسیم میکند.
"میخواهم پلیس شوم زیرا همه پلیسهای فرانسه بد هستند و من میخواهم اولین پلیس خوب باشم!"
نام اصلی فیلم "Enter les murs" (در میان دیوارها) است که با عنوان بین المللی "کلاس" پخش شده است.
"چه چیز می تواند در نظر من شگفت انگیز تر، نا منتظر تر و غیر حقیقی تر از خود حقیقت باشد؟ " داستایفسکی
فیلم match point،کتاب اپرای شناور، فیلم تنفر و نگاهی به کنسرت شهرام ناظری
ادامه مطلب
معرفی کوتاه ۵ فیلم:
۱.در دل [طبیعت] وحشی :In to The Wild (2007)
2.دور از او :Away From Her(2007)
3.شب های زغال اخته ایی من :My Blueberry Nights (2007)
4.در دره الاه:In The valley of Elah(2007)
ادامه مطلب
ادامه مطلب
طی چند وقت گذشته چند فیلم خوب دیدم که به نظرم آمد پیشنهادات خوبی برای دیدن باشند.(درخشش ابدی یک ذهن پاک ،ناشناس، ستاره ساز، دختری روی پل)...
ادامه مطلب
یک قلب توانا (A Mighty Heart) :یک قلب توانا به داستان قتل دانیل پرل -خبرنگار وال استریت- توسط گروههای تروریستی در پاکستان (القاعده) می پردازد.مایکل وینترباتم بر اساس کتاب خانم مارین پرل همسر دانیل پرل ، با استفاده از ساختار مستند و گزارش گونه سعی کرده است بعنوان یک ناظر بی طرف واقعیت را به تصویر بکشد.مایکل وینترباتم فیلمساز 46 ساله سیاسی انگلیسی، سعی میکند صرفن روایت کند و از اظهار نظر شخصی و جانبداری بپرهیزد.ولی همین در ظاهر بیطرفی غربی، فیلم را به مانند سایر آثار این چنینی کلیشه ایی و نخ نما کرده است...
ادامه مطلب
هارولد کریک کارمند منظم و وظیفه شناس اداره مالیات است.کارن ایفل بعد از 10 سال بالاخره در حال اتمام رمان آخر خود است.کارن دنبال یافتن روشی برای کشتن قهرمان داستان خود است.قصه کارن بطرز عجیبی روایتی از زندگی واقعی هارولد کریک است.هارولد با شنیدن صدای کارن در فکر خود مبنی بر اینکه بزودی خواهد مرد تلاشی را برای تغییر سرنوشت آغاز می کند...
همانطور که مشخص است فیلم دارای دو قصه است...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
چند وقت است که بیشتر به دیدن فیلمهای کلاسیک مشغولم.خوشبختانه با گسترش و فراوانی DVD دسترسی به آثار بزرگ سینما بسیار راحت شده است.سالها پیش دیدن برخی فیلمها با کیفیت بالا برای من آرزو شده بود. شاید 10 پیش بدست آوردن آثار بونوئل،آنتونیونی،تروفو،برگمان،بیلی وایلدر،گدار،فریتز لانگ و... بسیار سخت بود.در مورد فیلمسازان اروپایی تقریبا غیر ممکن شده بود.ولی اکنون به لطف تکنولوژی و ارتباطات بیشتر با دنیای اطراف ، حتی امکان دیدن فیلم M سال 1931 فریتز لانگ میسر شده است.با ذکر این مقدمه کوتاه تصمیم دارم هر از چندی به تعدادی از این فیلم ها با اشاراتی به زندگی فیلمسازان بپردازم.و به عنوان اولین به معرفی :
ادامه مطلب
گئورگ و آنا به همراه فرزندشان شورشی ، برای گذراندن تعطیلات به ویلای خود می روند. آنجا پل و پیتر به بهانه درخواست تخم مرغ وارد خانه آنها می شوند و آنها را گرفتار بازی خود می کنند...
میشائیل هانیکه را یک فیلمساز جریان ساز می دانند...
ادامه مطلب
در فاصله 24 ساعت سینمای جهان شاهد از دست رفتن دو تن از بزرگترین و تاثیر گذارترین اعضا خود بود.شاعر سینمای جهان اینگمار برگمان سوئدی و استاد مسلم سینما میکل آنجلو آنتونیویی ایتالیایی که نام آنها در ردیف بزرگترین و تاثیر گذارترین فیلمسازان جهان ثبت شده است در گذشتند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
قرن دهم میلادی است.همسر امپراطور پینگ با پسر بزرگ او از ازدواج قبلیاش –وان- رابطه دارد. امپراطور همسرش را با سمی به نام قارچ سیاه که به آهستگی روی مغز همسرش تاثير میکند دارد به ديوانگی میکشاند. پسر دوم امپراطور به تلافی مرگ تدريجی مادر با پدر در میافتد.و در تلاش است با همکاری مادر علیه پدر شورش کند. پسر سوم و آخر هم توطئهای ديگر در سر دارد. همسر امپراطور در حال تهیه 10000 گل طلایی برای مراسم جشن گل طلایی است ....
ادامه مطلب
سال ١٩٤٤ جنگ داخلی اسپانیا با پیروزی ژنرال فرانکو به پایان رسیده، اما هنوز گروه هایی هستند که در مقابل فاشیست ها مقاومت می کنند و نبرد در قسمت های شمالی کشور جریان دارد. همزمان اوفلیای ده ساله به همراه مادر آبستن اش کارمن عازم مناطق شمالی است تا به پدرخوانده اش سروان ویدال بپیوندد. سروان ویدال با مامور پاک کردن منطقه از وجود نیروهای مقاومت مردمی است و در این راه از ابراز هر گونه خشونت و ددمنشی ابا ندارد. او سخت شیفته قدرت است، از اوفلیا خوشش نمی آید و منتظر است همسرش پسری برای وی به دنیا بیاورد؛ حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. اوفلیا که دلبسته دنیای افسانه ها و قصه های پریان است با رسیدن به اقامتگاه تازه خود هزار تویی اسرار آمیز را در نزدیکی آن کشف می کند. یک شب با هدایت یک پری به داخل هزارتو پا گذاشته و با پان روبرو می شود. پان به او می گوید که افلیا فرزند پادشاه دنیای زیر زمین است و برای پیوستن به خانواده اش باید سه کار را قبل از کامل شدن قرص ماه انجام دهد. اوفلیا می پذیرد ...
برای ادامه اینجا را کلیک نمایید.
ادامه مطلب
برای ادامه ادامه مطلب را کلیک نمایید.

ادامه مطلب
برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک نمایید.
ادامه مطلب
