وال-ای wall-E
کارگردان: اندرو استنتون
نویسندگان: اندرو استنتون و جیم ریردون براساس داستانی از پیته داکتر و اندرو استانتون
موسیقی متن: پل نیومن
محصول : استودیو پیکسار، آمریکا 2008

در سال 2700 به دلیل زبالههای فراوانی که انسان تولید کرده است عملن زندگی روی کره زمین غیرممکن شده و زمین از حضور حیات خالی شده است. وال-ای روباتی است که برای جمعآوری زبالهها و بستهبندی آنها طراحی شده و بیشتر از زمان برنامهریزی شده قبلی عمرکرده و روی زمین تنها مانده است و به نظر میرسد فراموش کردهاند او را با خو ببرند. یک روز وال-ای سفینهایی را میبیند که روی زمین فرودآمده و روباتی به نام ایوا از آن خارج میشود. وال-ای دلبسته ایوا شده و ماجرای جدیدی آغاز می گردد...
وال-ای اثری بسیار هشداردهنده،تکاندهنده، رمانتیک، شاعرانه و عاشقانه است! برای اولین بار پیکسار سراغ موضوعی اینچنینی رفته است. حتا میتوان پا را فراترگذاشته و عنوان کرد برای اولین بار فیلمسازان جهان به فکر افتادهاند برای نسل جدید و آینده جامعه خود سراغ چنین موضوعی بروند. در 40 دقیقهایی ابتدایی فیلم جز یک مونولوگ تبلیغاتی کوتاه و گفتن "وال-ای" و "ایوا" فیلم دیالوگ دیگری ندارد. در تمام این 40 دقیقه فیلم بسیار تلخ و سیاه و درعین حال رمانتیک، شاعرانه و عاشقانه است. تابش نور خورشید بسیار کمرنگ شده و شاید خورشید نیز زمین را فراموش کرده است. تا چشم کار میکند انبوه زبالهها بالاخص صنعتی و ساختمانهای خالی از سکنه است. زمین بهطور کامل مرده است. تنها تحرک آن وال-ای است که با پشتکار مثال زدنیاش در حال انجام وظیفهایست که شاید سالها پیش باید به اتمام میرسید. ولی وال-ای این فضای تلخ و سرد را هم، برای مخاطب دوست داشتنی میکند. در این 40 دقیقه بدون هیچ دیالوگی هنر کارگردان بارها مخاطب را احساساتی میکند. اما پس از سفر وال-ای به کره دیگر و مشاهده زندگی در سیاره دیگر فصل جدیدی از داستان آغاز میشود. دراین فصل با انسانهای روبرو هستیم که تحت نظارت شدید تعدادی روبات و با فرماندهی یک شخص به نام کاپیتان زندگی میکنند. انسانها در اوج رفاهند. همه چیز طبق برنامه پیشرفته و برای آنها مهیاست. روباتها تمام فعالیتها را انجام میدهند و لذا انسانها به قدری سنگین شدهاند که دیگر حرکت کردن و راه رفتن را فراموش کردهاند. و جالب است که همه امور توسط کاپیتان اداره شده و خود کاپیتان نیز دستورات خود را از مسئولین وقت کاخ سفید گرفته است. مردم همگی لباسهای متحدالشکل به تن دارند. اشاره هوشمندانه فیلمساز به رنگ لباسهای مردم که آبی و قرمز بوده و به عنوان نماد دو حزب پرقدرت سیاسی آمریکا بسیار جالب است. (آبی نماد دموکراتها و قرمز نماد جمهوریخواهان).
هرچند در ابتدا تلخی و نامیدی فیلم بیشتر جلب توجه میکند ولی در ادامه ادامه فانتزی و رویایی میشود. و به مانند سایر انیمیشها پایانی امیدوارانه و شاد دارد.
چند سالی است پیکسار نوع نگاه به انیمیش را تغییر داده است. وال-ای دیگر صرفن در رده قصههای کودکانه انیمیشهای قبلی نمیگنجد. وال-ای پیامهای فراوانی دارد. رابطه لطیف و عاشقانه وال-ای و ایوا را میتوان همردیف با فیلمهای مطرح رئال سینما دانست. نگاه به انسان و رفتارهای انسانی در وال-ای بسیار هوشمندانه است. نشانههای سیاسی و اجتماعی در این فیلم بسیار پررنگ است. و در کل وال-ای فراتر از یک انیمشن خوب است و به جرات آن را میتوان شاهکار دانست. وال-ای را می توان در دسته آثار تخیلی و یا رومانتیک قرار دارد. به جرات می توان عنوان کرد وال-ای شاعرانهترین انیمیشن تاریخ سینماست.
اندرو استنتون، کارگردان وال-ای، را یکی از نوابغ انیمیشن میدانند. او هم در مقام نویسنده و هم کارگردان آثار درخشانی مانند "در جستجوی نیمو"، "داستان اسباب بازی 1 و 2"، "کارخانه هیولاسازی" و... را دارد. او با وال-ای به مانند در جستجوی نیمو شانس زیادی برای دریافت اسکار دارد.وال-ای به مانند سایر انیمیشنهای پیکسار و والتدیزنی سرشار از نکات ریز است که در این نوشته کوتاه مجال صحبت در مورد آن نیست.
سال گذشته بعد از دیدن موش آشپز (رَته تویی) آن را یکی از بهترین فیلمهای دانسته و فرم آن را در بسیار بالا دانستم. کلن هر ساله که پیکسار فیلم جدیدی را آماده نمایش میکند به طور عامیانهایی عنوان میشود "این دیگر شاهکار و آخرش است" ولی میبینیم سالهای بعد از آنهم بهتر میآید. در حال حاضر هم وال-ای آخرش است! ولی وال-ای را نه تنها بهترین انیمیشن تاریخ سینما بلکه بهترین فیلم سال میدانم. مطمئنن وال-ای در میان نامزدهای اسکار قرار خواهد گرفت
دیدن این شاهکار سینمایی را از دست ندهید.
