
تعویض (بچه تعویضی) ****
یک روز که کریستینا از سرکار به منزل باز میگردد متوجه میشود والتر فرزند 9 سالهاش در منزل نبوده و گم شده است. کریستینا به دنبال والتر رفته و او را پیدا نمیکند و به پلیس اطلاع میدهد. پلیس لس آنجلس 5 ماه بعد به کریستینا اعلام میکند که فرزندش پیدا شده است. کریستینای خوشحال به استقبال والتر رفته و در نگاه اول به پلیس اعلام میکند فرزند پیدا شده والتر نیست. پلس از آن به عنوان یک شوک مادرانه یاد کرده و سعی میکند به کریستینا بقبولاند که پسر پیدا شده والتر است. کریستینا پسر را به منزل برده و پی به تفاوتهای او با والتر میبرد. به نزد رئیس پلیس رفته و تمنا میکند پرونده والتر را نبسته و به جستجوی والتر گمشده ادامه دهند. رئیس پلیس لسآنجلس، کریستینا را به سر باز زدن از مسئولیت مادرانه و داشتن مشکل روانی متهم کرده و او را به آسایشگاه روانی میفرستد. ولی کریستینا دست از مبارزه بر نمیدارد...
کلینت ایستوود در 79 سالگلی آنقدر جوان و پر انرژی هست که سالی 2 فیلم بسازد. ایستوود بعد از موفقیتهای (به حق و یا ناحق) فراوانی که برای 4 فیلم اخیرش (نامههایی از ایوجیمو، پرچمهای پدران ما، بچه میلیون دلاری و رودخانه مرموز) بدست آورد امسال نیز با دو فیلم مهم حضور پررنگی در عرصه سینما دارد. فیلم تعویض (بچه تعویضی) که برای اولین بار در فستیوال کن 2008 اکران شد و مورد استقبال اکثریت منتقدین اروپایی قرار گرفت، یکی از مهمترین ساختههای ایستوود در سالهای اخیر است. این فیلم به نوعی ترکیب و عصاره فیلمهای موفق چند سال اخیر ایستوود بوده و مولفههای موفق فیلمهای پیشین را در خود دارد. تعویض بر اساس داستانی واقعی از یکی از رخدادهای مهم و جنجالی اواخر دهه 20 در آمریکاست. سیستم فاسد پلیس لسآنجلس از هیچ اقدامی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود فروگذار نبوده و از همین رو حقوق شهروندی و حتا حقوق انسانی به عناصری فراموش شده در جامعه تبدیل شده به طوری که در این جامعه عدم پذیرش درخواستهای گستاخانه رئیس پلیس برابر با حضور در آسایشگاه روانی است. ایستوود با نگاهی تلخ و در عین حال تیزبینانه تباهی و نابودی را نشان میدهد. این نگاه تیزبینانه با نمایش جزئیات، کاملن مخاطب را با قصه درگیر میکند.
تعویض به مانند آثار اخیر ایستوود نمایش درد و فقدان است. مادری که فرزندش از او گرفته شده و از تمام توانائی خود برای بازپسگرفتن و یافتنش استفاده میکند. تمام سختیها را تحمل کرده و هیچگاه امید را از دست نمیدهد. درد جدایی از فرزند در تمام وجود و چهره کریستینا دیده میشود. شاید به جرات بتوان گفت تاکنون چنین شخصیت قدرتمندی را در فیلمهای ایستوود ندیده بودیم. کریستینا برخلاف سایر آثار ایستوود، که خودش نماد قهرمان است، نقش قهرمان را بازی نمیکند و همین ویژگی شخصیت او را متمایز میکند. کریستینا زنیست عاشق فرزندش که هیچگاه امید یافتن او را از دست نداده ولی برای یافتن او رفتاری افسانهای و متمایز از انسانهای عادی ندارد. همین عادی بودن کریستینا نقش را برای مخاطب قابل باورتر کرده و موجب شده به طور کامل با او همذاتپنداری کنیم. دوری جستن از قهرمان سازی در اثری از فیلمسازی که خود رشد کرده فضای قهرمان بازیست، دیدنی است.
تعویض قصهی روان و خوبی دارد. فیلمنامه با دقت و وسواس خاصی نگارش شده است. شخصیتپردازیها عالی است. تعویض سرشار از کنشهای دراماتیک و سکانسهای تاثیر گذار با پرهیز از سانتیمانتالیسم و بازی با احساسات تماشاگر است. فضاسازی درخشان فیلم مخاطب را کاملن به زمان قصه میبرد. طراحی صحنه و لباس فیلم که از جزئیترین نکات نیز غافل نمانده به فضاسازی فیلم کمک میکند. آنجلینا جولی در نقش کریستینا بهترین بازی خود را ارایه میدهد. او نقشش را با تمام وجود بازی کرده به طوری که گاهی با یک نگاه، لبخند و یا یک حرکت کوچک به طور کامل حس خود را منتقل میکند. با توجه به نکات ذکر شده، کلینت ایستوود با تجربه نیز در فیلم خود نمایی نکرده و از فرم و ساختار پیچیده اجتناب کرده و به سادگی هر چه تمامتر به روایت و نمایش قصه فیلم پرداخته و همین موجب شده فیلم به لحاظ فرم و تکنیک در بالاترین سطح باشد.
تعویض چالشهای فراوانی از زندگی امروزه را در قصهی که 70 سال پیش رخ داده است بیان میکند. آیا زمانی که قدرتهای خودکامه برای نیل به اهداف سیاسی خود از قربانی کردن هیچ شخصی فروگذار نیستند انسان تنها و مستاصل که به این قدرتهای فاسد پناه آورده، سرنوشتی بهتر از کریستینا در آسایشگاه روانی پیدا میکند؟ یا بحث روز دنیا "اعدام" را که ذهن بزرگترین مخالفان اعدام در جهان در مورد برخی مجرمین به چالش میکشد. از همه مهتر فیلم در مورد امید است.
فیلم تعویض به طور کامل ذهن شما را درگیر کرده و به چالش میکشاند. عشق و تنفر را در برابر دیدگان مخاطب قرار داده است. در نگاه ایستوود انسان معاصر تحت تاثیر درد و فقدان است و از همین رو شخصیتهایش را بر این اساس خلق میکند. فیلم نگاه تلخ و سیاهی داشته هرچند پایان روشن و امیدوار کنندهایی دارد.
فیلم دارای عوامل بسیار حرفهایی و مطرحی است. حضور ران هاوارد به عنوان تهیه کننده در کنار جان استرازینسکی به عنوان نویسنده در خوب شدن فیلم بسیار موثر است. آنجلینا جولی از بختهای اصلی اسکار 2009 است. در کل فیلمی بسیار خوب و تاثیر گذار است و دیدن آن را از دست ندهید.
تعویض (بچه تعویضی)
کارگردان: کلینت ایستوود
نویسنده: جان استرازینسکی
موسیقی متن: کلینت ایستوود
بازیگران: آنجلینا جولی، جان مالکویچ، جفری داناوان، گاتلین گریفث، مایکل کلی
محصول 2008
آمریکا
