نگاهی به بهترینهای سال
سال 1387 با تمام پائین و بالاهاش روزهای آخر خود را سپری میکند. امسال نیز مانند سالهای گذشته روزهای تلخ و شیرینی را سپری کردیم. موفقیتهای را کسب کرده و در بخشهای دیگر باید تلاش بیشتر کنیم...
به رسم سالهای گذشته قصد دارم بهترینهای سال 1387 (2009- 2008) را از نگاه سینما پارادیزو معرفی کنم. توضیح واضحات است که بهترینها صرفن یک بازی است و انتخاب بهترین وابسته به زمان و مکان و شرایط خاص است. در این لحظه که این مطلب را مینویسم بهترینها از نگاه من فهرست زیر است ولی اگر روز دیگری، ساعت دیگری حتا دقایق دیگری اقدام به انتخاب کنم این فهرست متفاوت خواهد بود.
و اما....
بهترین فیلمهای سال:

1. Revolutionary Road : روایت عجیب، تأثیرگذار و کاملن واقعگرایانه مندز از زندگی مشترک یکنواخت دو زوج در زمان پوستاندازی جامعه یکی از بهترینهای سال بود. مندز به سادگی ما را با سختیهای که در معرض دید در زندگی نیستند آشنا میکند. در طول فیلم مخاطب به طرز جادویی با زوج فیلم همراه میشود.
2. شوالیه تاریکی: هنوز هم هنر نولان که چگونه توانست موجود رؤیایی و تخیلی بتمن را به یک موجود زمینی تبدیل کند برایم علامت سؤالی است. شوالیه تاریکی را از بهترینهای سال میدانم به دلیل اینکه در تمام بخشها جزو بهترین بود.
3. Happy-Go-Lucky : یکی از سرزندهترین و پرانرژیترین فیلمهایست که در این چند ساله دیدهام. مدتهاست فیلمی با این نگاه به زندگی ندیده بودم. فراموش کردن بخش بخش روایت جدید لی از زندگی بسیار سخت است.
4. میلیونر زاغهنشین: تلفیق سینمای عامیانه و سطحی هند با اصالت و تخصص سینمای بریتانیا معجونی بسیار لذیذ را پدید آورد. میلیونر زاغه نشین در روایت و فرم از بهترینهای سال بود.
5. کشتیگیر: دارن آرنوفسکی در کشتیگیر علاوه بر حفظ مؤلفههای آثارش نگاهی زمینیتر بر انسان معاصر دارد. کشتیگیر در ایجاد لحظات ناب سینمایی و روایتی باورپذیر یکی از بهترینهای سال است.
6. کتابخوان: کتابخوان با بهترین آثار عاشقانه و جذاب ادبی قابل مقایسه است. قصه بسیار قدرتمند در کنار بازیهای عالی فیلم، مخاطب را برای مدتها متحیر میکند.
7. Changeling : قصه درخشان از موضوع کلیشهای اما جذاب عشق مادر به فرزند در یک درام بسیار جذاب، ایستوود با کمک بازی درخشان آنجلینا جولی فیلم به شدت تاثیر گذاری را پدید آورده است. در طول فیلم پلک هم نزدم.

۸. وال – ای: رفتارهای انسان معاصر در قبال محیط پیرامونی خود پیام آور آیندهای سخت و تاریکی است. در وال ای به بهترین وجه میتوانیم آیندهای که در حال ساختن آن هستیم را به وضوح ببینیم. البته وال – ای داستان تلخی نبوده و قصه عشق است. وال – ای رمانتیکترین انیمشن تاریخ سینماست. وال – ای تکرار نشدنی است.
۹. میهمان (Visitor) : اثری آرام، تفکربرانگیز و به شدت تاثیر گذار. فیلمی که پیچیدگی روابط انسانی را به سادگی هر چه تمامتر به نمایش میگذارد. توماس مک کارتی با قرار دادن زندگی ماشینی غربی در کنار روابط ساده و عاطفی شرقی در کنار یکدیگر اثر غافلگیرکنندهای را پدید آورده است.
۱۰. رودخانه یخ زده: داستان ساده ولی به شدت انسانی از زندگی انسانهای حاشیهای. خانم ملیسا لئو با بازی درخشانش پدیدهای سال 2008 و کورتنی هانت در مقام کارگردان نشان داد سینما همچنان روایت است و میتوان با قصهای قدرتمند و بدون اغراق و هزینه زیاد اثری ماندگار را خلق کرد.
۱۱. گرن تورینو: دو سال پیش بعد از دیدن پرچمهای پدران ما بی رحمانه به ایستوود تاختم! امسال نظراتم کاملن در تضاد با آن زمان است. روایت جذاب و تفکر بر انگیز ایستوود از نژادپرستی او را در مقام یک کابوی قهرمان واقعی بالا میبرد. مدتها بود فیلمی به این شدت مخاطب را چالش فکری نکشانده بود!
۱۲. در بروخه: نگاه مختلف به زندگی و مرگ از دیدگاه چند آدمکش حرفهای در کنار نمادهای جذاب مرگ و زندگی بروخه بلژیک یکی از بهترینهای سال را پدید آورد. مارتین مک دونا کارگردان مشهور ایرلندی تئاتر و برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه یکی از بی نقصترین فیلمنامههای سال را به تصویر میکشاند.
۱۳. Taken : سینمای اکشن همیشه جذاب است. این سینما با توجه به تهاجم صنعت و تکنولوژی چند سالیست از آثار کلاسیک خود فاصله گرفته و سبک متفاوتی را دنبال میکند. پیر مور تدوینگر مشهور فرانسوی با بازگشت به اکشنهای خوش ساخت و جذاب دهههای قبل فیلمی جذاب و سرگرم کننده را می سازد.
بهترین نمایش سال:
در میان آثار پر هیاهوی مانند کرگدن (آئیش)، شکار روباه (رفیعی)، متابولیک (پسیانی)، یرما (گوران) ، مهمانسرای دو دنیا (محمد رحمانی) و ... دو اثر بسیار دلنشین را به عنوان بهترین انتخاب میکنم. هرچند آثار فوق و چندین اثر دیگر مانند زمین و چرخ، رؤیای شب نیمه تابستان و... از آثار نمایشی خوب سال بودند اما...

1. ماکاندو: نگاه زیبا و ساختار بدیع و کارگردانی درخشان آزاده انصاری با اقتباس از یکی از قصههای مشهور گابریل گارسیا مارکز یکی از تجربههای جذاب سال 1387 بود. این نمایش عروسکی سرشار از ایدههای ناب و نو بود.
2. عروس، کابوس، افسوس، بلوتوث: نمایش تجربی متفاوت و بسیار هوشمندانه از کارگردانی بسیار جوان به نام آرش میرطالبی. اثری قابل درک حسی و سرشار از نشانه. تلخی بسیارش آزاردهنده نبوده و ذهن مخاطب را درگیر رخدادهای پیرامونی میکرد.
بهترین کتاب:
در این بخش انتخاب بهترین سخت است. بیشتر آثار ادبی منتشر شده و خوانده شده در سال 87 جزو بهترینهای سال هستند. ولی با احترام به تمامی آنها به خصوص مجموعه داستان حمایت از هیچ هارتموت لانگه بهترین کتاب در میان آثار مطالعه شده سال 87

مثلاً، برادرم کتاب چالش بر انگیز و بسیار صریح و روشن اووه تیم را یکی از مهمترین اتفاقهای سال 87 در نشر و ادبیات میدانم. تیم از برادر قدیسش در خانواده شروع کرده و در پایان رفتار این قدیس را به طور جدی نقد میکند. برادر اووه و خود اووه نماد نسلهای متفاوت آلمان بوده و همین جدال، روایت، گزارش و یا هر چیز دیگری که میتوان آن را نامگذاری کرد مثلاً، برادرم را متفاوتترین اثر سال 87 برای من کرده است.
بهترین سریال:
برای انتخاب بهترین سریال باید لاست را کنار گذاشت زیرا قدرت و توانائی این مجموعه تلویزیونی آثار دیگر را تحت شعاع قرار میدهد. از نظر من بهترین سریالی که در سال گذشته دیدم (می بینم!) در عین احترام به آثاری مانند فرار از زندان، قهرمانو گری آناتومی سریال...
هفت وجب زیر خاک (Six feet Under) است. قصههای ساده بدون هیاهو این مجموعه تلویزیونی شاید هیجان و جذابیت فرار از زندان را نداشته باشد ولی بسیار انسانی و تفکر بر انگیز است. نگاه متفاوت به مرگ و زندگی در هر اپیزود این سریال مجموعه غنی را پدید آورده است.

بهترین کنسرت:
بهترین کنسرت امسال کنسرت.... بود. متاسفانه به دلایل امنیتی نمیتوانم بگویم کدام بود!
بهترین تیم فوتبال:
اون که همه ساله مشخصه. آلمان – بایرن فقط امسال به دلایل شغلی پرسپولیس هم اضافه شده.
