تبليغاتX
سینما پارادیزو - وقتی همه خوابیم
تمام سعی من این است که حقیقت را به شیوه خودم بنویسم نه لزومن همان طور که باید ...

مژده شمسایی در وقتی همه خوابیم

وقتی همه خوابیم معترض‌ترین  فیلم استاد مسلم سینما، بهرام بیضائی، است. بیضائی در وقتی همه خوابیم به صریح‌ترین و سرکش‌ترین اعتراض‌ها بر پیکره سوخته و بی‌جان سینمای ایران می‌پردازد. این فیلمساز بزرگ بعد از اتفاقات تلخ لبه‌ی پرتگاه چنان بر آشفته شده است که به یکباره در وقتی همه خوابیم به اوج عصیان و پریشانی می‌رسد.

وقتی همه خوابیم یک فیلم در فیلم است. فیلم بسیار جذاب و میخکوب کننده باداستان زنی که همسر و فرزندش را در تصادفی از دست داده و در قبال این موضوع احساس گناه می‌کند آغاز می‌شود. بیضائی با هنرمندی داستان فیلم را تا اوج روایت می‌کند. در اوج داستان به یکباره تماشاگر متوجه می‌شود تمام مدت بازی بازیگران در یک فیلم را می‌دیده است.  فیلم از این زمان به بعد دو قصه موازی که به طور کامل در هم تنیده و هرکدام مکمل دیگری است را می‌بیند. بیضائی آشکارا به حضور ابتذال در سینمای کشور پرداخته و با خشم هر چه تمام‌تر به اعتراض علیه افراد نوکیسه و غالب‌شدن پول به هرگونه هنر و تفکری در سینما می‌پردازد. وی با صراحتی عجیب به تمام روابط حاکم بر سینما پرداخته و سینمای ایران را «سینمای سوخته» معرفی می‌کند. فیلمسازی که فیلمش را مستحکم پیش می‌برد به یکباره به بهانه تازه کار بودن هنرپیشه نقش اول مجبور به تعویضش با سوپراستار مطرح سینما می‌شود. عکس همین موضوع برای هنریشه زن فیلم نیز اتفاق افتاده و هنرپیشه زن مطرح فیلم با بازیگری تازه کار تعویض می‌شود. و در پایان کارگردان اثر که مشاهده می‌کند اثر سینمائی‌اش به ابتذال کشیده شده از کار دست می‌کشد. و چه جالب که تمامی این‌ اتفاقات در قالب قراردادهای یک‌جانبه (بخوانید ترکمن‌چای)  بین تهیه‌کننده و عوامل رخ‌ ‌می‌دهند. قصه تلخ بیضائی از روابط موجود در سینمای ایران مخاطب را دچار درد عجیبی می‌کند.  بیضائی به نشریات سینمائی نیز رحم نکرده و با تاختن به آنها نشان می‌دهد در حالی‌که مافیای بزرگ سینما به مانند هیولائی درونی در حال بلعیدن پیکره نیمه‌جان سینماست، نشریات سینمائی به زدن تیترهای زرد و حاشیه‌ای بدون کوچکترین نگرشی به بطن مشغول هستند.

همانطور که عنوان شد فیلم "وقتی همه خوابیم" فیلم تلخ و صریحی است. اوج صراحت و تلخی فیلم را در پایان‌ درخشان اثر می‌توانیم ببینیم. زمانی‌که چکامه به عنوان نمادی از سینما جلوی «سینمای سوخته ... این ملک به فروش می‌رسد» مورد تهاجم قرار گرفته و صرفن تعدادی معتاد که هیچ‌کاری از دستشان بر نمی‌آید از «سینمای سوخته» خارج می‌شوند. این را بیضائی موقعیت فعلی سینمای ایران می‌داند.

بیضائی برای اولین بار ذهن مخاطب را از ابتذالی که در ذهنش دارد که همان روابط آزاد ستاره‌هاست خارج می‌کند. او با نمایش خانواده سالم و استوار و روابط کاری دوستانه عوامل هنری فیلم، ابتذال را صرفن در حضور افرادی خارج از پیکره سینما که به صرف داشتن پول برای شهرت وارد آن می‌شوند، می‌داند.

وقتی همه خوابیم صریح‌ترین فیلم بیضائی است. ولی در این فیلم نیز نشانه‌های سایر آثار این استاد بزرگ سینما را می‌توان یافت. دیالگ‌های کوتاه و قدرتمند که به مانند تیری شلیک می‌شوند، بازی رو به دوربین‌، حرکت و چرخش دوربین با بازیگر، فصل‌های بلند، تعلیق‌های هیچکاک‌وار و نقش محوری زن که در بیشتر آثار این استاد مسلم سینما دیده می‌شود، در این فیلم حضور دارند.

بازی‌های درخشان با حضور پررنگ بازیگران تئاتر، فیلمبرداری عالی رفیعی جم، طراحی صحنه خلاقانه و هوشمندانه، تدوین درخشان و ...  فرم فیلم را در فرم در حد اعلاء قرار داده  که با حضور فیلمساز مؤلفی به مانند بیضائی غیر از این نیز انتظار نمی‌رفت.

بهرام بیضائی و سایر عوامل پشت صحنه "ما همه خوابیم"

فیلم "وقتی همه خوابیم" شکوائیه تلخی است. شاید تنها روزنه امید اثر در ادای احترام فیلمساز به تئاتر دیده شود. از دید فیلمساز تئاتر همچنان به دور از ابتذال سینما به حیات خود ادامه داده و فکر و هنر بر اقتصاد غالب بوده و فضای امن‌تری برای ارائه است. در حالی‌که سینمای ایران به «سینمای سوخته» تبدیل شده و بر بالای همین سینمای سوخته زده شده «این ملک به فروش می‌رسد»  ساخته بهرام بیضائی کمتر از ده‌درصد اخراجی‌های 2 مخاطب دارد؛ «وقتی همه خوابیم».

 

نوشته شده توسط سید نیما نقشبندی در ساعت 2:27 | لینک  |