چند سالی است با حضور شبکههای مختلف ماهواره سر سفره مردم و همچنین گسترش و همگانی شدن DVD، گرایش به دیدن سریالهای خارجی زیاد شده است. از این رو و با توجه به راحتی افزایش زیرنویس فارسی کار به جائی کشیده که کمتر کسی را میتوان یافت که در حال دنبال کردن یکی از مجموعههای تلویزیونی خارجی (آمریکائی) نباشد. با توجه به تنوع، جذابیت و قدرت مثالزدنی قصهگوئی در این مجموعههای تلویزیونی برای هر سلیقه و تفکری میتوان مجموعههای جذابی یافت. در میان این مجموعهها برخی مانند Lost یا Prison Break بهصورت گستردهتری مورد استقبال قرار گرفته به طوریکه همه حداقل نام این مجموعهها را شنیدهاند و برخی دیگر مانند Grey’s Anatomy را صرفن بینندگان حرفهای تر دنبال میکنند.

شروع این تب به پخش مجموعههای تلویزیونی مانند Baywatch در ماهواره آنالوگ آسیای جنوب شرقی باز میگردد. وپس از آن با گسترش رسیورهای دیجیتال و افزایش کانالهای ماهوارهای این موج عظیمتر شد. در این راستا اگر Baywatch را یک موج کوچک بدانیم باید مجموعه جذاب Friends را سونامی این گرایش دانست. پس از این مجموعه، Lost و Prison Break به طور گستردهای در ایران طرفدار پیداکرده و بسیاری این مجموعهها را دنبال میکنند.
این سونامی به حدی است که به شخصه علیرغم فرصت بسیار کم همیشه در حال دنبال کردن یک سریال هستم.

یکی از مجموعههای که در تعطیلات نوروزی به پیشنهاد یکی از دوستان خوبم و علیرغم میل باطنی مشغول به دیدن آن شدم 24 بود. 24 را میتوان یکی از جذابترین وپرهیجانترین مجموعههای تلویزیونی دانست. هر فصل این مجموعه در مورد یک روزکاری جک باور از واحد ضد تروریستی آمریکا (یک واحد خیالی به نام CTU) است که به تنهائی به جنگ دشمنان آمریکا رفته و توطئههای مختلف را خنثی میکند. هر قسمت این سریال یک ساعت از روز مورد نظر است و نکته جالب اینکه زمان هر قسمت با زمان واقعی یکی است. یعنی هر اپیزود با احتساب تبلیغات بین برنامه 60 دقیقه است. سازندگان برای رفع مشکل زمان با احتساب تبلیغات دست به ترفند جالبی زدند. به طور مثال جک باور شخصیت اصلی داستان در حال رانندگی با واحد خود تماس میگیرد و اعلام میکند تا 5 دقیقه دیگر به محل مورد نظر میرسد در همین زمان برنامه قطع و تبلیغات پخش می شود و دقیقن 5 دقیقه بعد به محض رسیدن به محل مورد نظر به سریال باز میگردیم. سراسر سریال هیجان و اتفاقات غیرقابل حدس است. همین موجب میشود مخاطب به طرز عجیبی با شخصیتهای داستان همراه شده و نتواند از آنها دل بکند. از این منظر 24 را میتوان یکی از موفقترین مجموعههای اینچنینی دانست. بازی بسیار درخشان بازیگران، موسیقی متن خوب و تدوین و فیلمبرداری فوقالعاده از نکات بارز این مجموعه است.
24 یک مجموعه سیاسی و دارای نکات بسیار جالبی است. اولین قسمت این سریال ضد تروریستی در تاریخ 6 نوامبر 2001 پخش شده است. یعنی کمتر از دوماه بعد از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر. در فصل اول این مجموعه تلویزیونی سناتور سیاهپوست و جوان که دارای دو فرزند پسر و دختر است، بهعنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب میشود. (7 سال زودتر از انتخاب اوباما!!!) در فصل دوم یک گروهک مسلمان سعی دارند به وسیله یک بمب هستهای لسآنجلس را منفجر کنند. گروهی جنگطلب در دولت با فشار به رئیسجمهور ایالات متحده قصد دارند رئیسجمهور را وادار نمایند که به سه کشور مسلمان خاورمیانه برای انتقام حمله کند! سریال سرشار ازبحثها سیاسی روز بوده و به هیچکدام از دشمنان فرضی ایالات متحده نیز رحم نمیکند.

این مجموعه البته دارای ضعفهای آشکاری نیز هست. در مورد قصه فیلم قضاوت نمیکنم و آن را به سلیقه مخاطب میسپارم ولی این مجموعه دارای مشکلاتی است. یکی از مهمترین مشکلات آن اجبار در 24 قسمت بودن هر فصل است که سازندگان را مجبور به قراردادن داستانهای غیرمرتبط و کش دادن بیدلیل موضوع کرده است. وجود شخصیتهای اضافی و غیر مرتبط و داستانهای اضافه در بخشهای کل هیجان قصه را خنثی میکند. همچنین در عین حال که سریال دارای گرههای جذابی است ولی به عمد سازندگان از همان ابتدا مچ خود را برای مخاطب باز کرده و موجب میشوند قصه بسیار قابل حدس باشد. بهطور مثال در فصل اول در ابتدای هر اپیزود مامور فدرال جک باور ماموریت خود را تعریف میکند و در بخشی میگوید که بین همکارانم هم هستند کسانی که برای دو طرف کار میکنند (خائنند) و در تمام اپیزودها در زمان گفتن این جمله مامور خطاکار که قرار است در اپیزود آخر لو برود نمایش داده میشود و...
در کل 24 سریال جذاب و پرهیجانی است. همچنین سازندگان آن نشان دادهاند قدرت بالایی در پیشبینیهای سیاسی دارند شاید هم صرفن سعی دارند برای سیاستهای آینده ایالات متحده فرهنگسازی کنند.
به هر حال این روزها همه سریال میبینند، شما چطور؟
